برگ سبز
سکوت؛ پیامِ نوشتن بود. ولی شنیدنِ سکوت را کسی به من نیآموخت.
میخواستم از سکوت بنویسم، دیدم «عبور»، تلختر از ایستادن است. پس ایستادهام بر سکوت، که دلنوشتههای قدیمی را دوباره تازه کنیم. دوباره از سنگ بگوییم و شیشه و شکست؛ دوباره از نگاه بگوییم و سفر؛ دوباره... نه دیگر!... دوباره از دوبارهها نخواهم گفت. که این بار، داستانی از دستِ دیگر برای سرودن دارم.
آمدهام این بار، پس از گذرگاههای خاموشی که در پستوهای سیاه، گرفتارش بودم؛ آمدهام این بار، پس از رهاییی یک سینه سخن که داشتم؛ آمدهام این بار، از آن سیاهچالهی تنهایی که تصویرش را نمیتوانی داشت... ولی آمدهام دوباره از هزارتوی زمان... سه سال گذشت... و قلم؛ همچنان ارجمند و استوار و گویا و تازه است. قلم؛ که به آن سوگند خوردهاند.
ن و القلم... و هُم ما یستطرون...
سوگند به قلم و آن چه که در آن پنهان است!... نقشی دوباره از سکوت باید ساخت. این بار، با سکوت.
همراهانِ قدیمی را؛ درود!... این برگ، تحفهی سبزی ست، درویشِ خاموش را: که منام!
با پیشکش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی
8 نظرات:
حالا کجا بودی استاد؟ در به در دنبالت بودم...
يه وقتايي يه کسايي وقتي بر ميگردن تازه آدم ميفهمه که چقد جاشون خالي بوده، تازه ميفهمه که چقد کم اشون داشته، چقد نميدونسته که دلش تنگ بوده.
خوش اومدي
دلتنگتان بودیم..
خوش آمدی..
رسیدن به خیر :)
سلام آرش جان خوبی عزیز؟دلم برای خودت و مطالب قشنگت خیلی تنگه . کاش خدا همیشه همینطوری ارزوهامو براورده کنه . خیلی وقته دنبالت میگشتم اما امشب خیلی به یادت بودم و پیش خودم میگفتم کاش میشد یه جوری پیدات کنم. اتفاقی بعد از مدتها به یاهو میلم سر زدم و اونجا پیدات کردم.نمیدونی چقدر خوشحالم . از 360 گمت کردم ولی مطالبتو سیو دارم و گاهی مرور میکنم .چرا دیگه مثل سابق فعالیت نداری عزیز؟ کلی برات پیام گذاشتم اما ایدیت همیشه خاموش بود . هنوز هند هستی یا برگشتی ایران؟
بازگشتت رو تبریک میگم، هم به خودت و هم بیشتر از خودت به دوستداران خودت و نوشتههات که یکیشون خودم هستم...
بگذریم که از دلتنگی برای نوشتههای جدید خیلی پیش اومد که گاهی بیام و نوشته های قدیمی رو مرور کنم...
در هر حال خیلی خوشحالم که برگشتی به نوشتن، شاید دلایل نبودن رو بعدا خودت توضیح بدی، پرسیدم من فکر نمیکنم زیاد افاقه کند توی نظر به اینکه بخواهی بگویی یا نگویی!
اصلا نمیدونم من رو یادت هست یا نه! من همون "سایلنت" در یاهو 360 هستم که گاهی با مسنجر هم چت میکردیم و به بلاگ آن زمانهام سر میزدی و ....
با پیشکش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی
خیلی وقت بود دلم برای امضا پای نوشته هات تنگ شده بود...
خیرمقدم
پیشکشت پذیرفته میشود
ارسال يک نظر