دوشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰

برگ سبز

سکوت؛ پیامِ نوشتن بود. ولی شنیدنِ سکوت را کسی به من نیآموخت.

c830

می‏خواستم از سکوت بنویسم، دیدم «عبور»، تلخ‏تر از ایستادن است. پس ایستاده‏ام بر سکوت، که دل‏نوشته‏های قدیمی را دوباره تازه کنیم. دوباره از سنگ بگوییم و شیشه و شکست؛ دوباره از نگاه بگوییم و سفر؛ دوباره... نه دیگر!... دوباره از دوباره‏ها نخواهم گفت. که این بار، داستانی از دستِ دیگر برای سرودن دارم.

آمده‏ام این بار، پس از گذرگاه‏های خاموشی که در پستوهای سیاه، گرفتارش بودم؛ آمده‏ام این بار، پس از رهایی‏ی یک سینه سخن که داشتم؛ آمده‏ام این بار، از آن سیاه‏چاله‏ی تنهایی که تصویرش را نمی‏توانی داشت... ولی آمده‏ام دوباره از هزارتوی زمان... سه سال گذشت... و قلم؛ هم‏چنان ارجمند و استوار و گویا و تازه است. قلم؛ که به آن سوگند خورده‏اند.

 

ن و القلم... و هُم ما یستطرون...

سوگند به قلم و آن چه که در آن پنهان است!... نقشی دوباره از سکوت باید ساخت. این بار، با سکوت.

 

هم‏راهانِ قدیمی را؛ درود!... این برگ، تحفه‏ی سبزی ست، درویشِ خاموش را: که من‏ام!

 

با پیش‏کش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی

8 نظرات:

سینا گفت...

حالا کجا بودی استاد؟ در به در دنبالت بودم...

گلاره گفت...

يه وقتايي يه کسايي وقتي بر ميگردن تازه آدم ميفهمه که چقد جاشون خالي بوده، تازه ميفهمه که چقد کم اشون داشته، چقد نميدونسته که دلش تنگ بوده.
خوش اومدي

mohsen shamsaee گفت...

دلتنگتان بودیم..

SepAnta گفت...

خوش آمدی..
رسیدن به خیر :)

شهرزاد گفت...

سلام آرش جان خوبی عزیز؟دلم برای خودت و مطالب قشنگت خیلی تنگه . کاش خدا همیشه همینطوری ارزوهامو براورده کنه . خیلی وقته دنبالت میگشتم اما امشب خیلی به یادت بودم و پیش خودم میگفتم کاش میشد یه جوری پیدات کنم. اتفاقی بعد از مدتها به یاهو میلم سر زدم و اونجا پیدات کردم.نمیدونی چقدر خوشحالم . از 360 گمت کردم ولی مطالبتو سیو دارم و گاهی مرور میکنم .چرا دیگه مثل سابق فعالیت نداری عزیز؟ کلی برات پیام گذاشتم اما ایدیت همیشه خاموش بود . هنوز هند هستی یا برگشتی ایران؟

کامران گفت...

بازگشتت رو تبریک می‌گم، هم به خودت و هم بیشتر از خودت به دوستداران خودت و نوشته‌هات که یکیشون خودم هستم...
بگذریم که از دلتنگی برای نوشته‌های جدید خیلی پیش اومد که گاهی بیام و نوشته های قدیمی رو مرور کنم...
در هر حال خیلی خوشحالم که برگشتی به نوشتن، شاید دلایل نبودن رو بعدا خودت توضیح بدی، پرسیدم من فکر نمی‌کنم زیاد افاقه کند توی نظر به اینکه بخواهی بگویی یا نگویی!

اصلا نمیدونم من رو یادت هست یا نه! من همون "سایلنت" در یاهو 360 هستم که گاهی با مسنجر هم چت می‌کردیم و به بلاگ آن زمانهام سر می‌زدی و ....

mazi گفت...

با پیش‏کش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی


خیلی وقت بود دلم برای امضا پای نوشته هات تنگ شده بود...

Hadi گفت...

خیرمقدم


پیشکشت پذیرفته میشود